پس از چند ماه که با اجازه ی شما آپ نکردم با یه مطلب جدید خدمتتون رسیدم.اگه نظر ندی ایشالله وقتی رفتی دستشویی یه جوجه تیغی از تو چاه فاضلاب بزنه بیرون.
اما مطلب امروز در رابطه با مقایسه ی تکامل سینمای ایران با هند میباشد.
این مبحث چندین بخش دارد که در ایران به قبل از انقلاب اسلامی و تیریپ فردینی و بعد از آن و تیریپ هایی همچون گلزار و بهرام رادان تقسیم بندی میشود اما خصوصیات دوره ی قبل از اسلام ااااا ببخشید قبل از انقلاب اسلامی که خودش دو بخش دارد
الف مردان:
1-وجود حتی المقدور بسیار پشم و پیلی در ناحیه ی سینه وداشتن سیبیل(این موضوع بعد از رخنه ی سینمای هند وارد ایران شد)البته در این میان بعضی جوانان که عشق لاتی و فردین بودند و همچنین کوسه نیز بودند دست به اقدامات کثیف و غیر انسانی همچون زدن سیبیل رفقا از روی حسادت و درست کردن سیبیل از کلاه گیس پدر زدند که اولین ضربه ی سینمای هند به پیکره ی خانواده ی ایرانی بود.اما در سالهای بعد خود هندیها که حوصله ی سیبیل رو نداشتن این رسم رو نابود کردن و اشخاصی همچون جناب دکتر محمد علی فردین و بهروز وثوقی پا به سینمای ایران گذاشتند البته آخرین اطلاعات حاکی ازین است که فردین خودشم نفهمید که چه جوری فردین شد و هرچی دختر خوشگل حاضر در عصر خودش بود رو چیز کرد....چیز دیگه بابا همه چیو که نمیشه نوشت.دستی دستی میخواین شهریها فیلتر بشه؟(برای کسب اطلاعات بیشتر رجوع شود به کتیبه ی"عشق فاطی و تیریپ لاتی و....)
2-کشیدن رنج و سختی بسیار در دوران کودکی:این مساله از مهم ترین بخش های فیلم های ایرانی بود که البته حتما باید با یک جای زخم روی صورت یا پا همراه میشد تا در آخر فیلم مرد مورد نظر اونو نشون دختره میداد و دختره میگفت"خشایار-محمد-بهروز-سعید...تویی؟من فکر میکردم که تو بچگی مردی!!!!) اما چون در گذشته حرفه ی گریم پیشرفت زیادی نکرده بود و مجبور بودن تا برای هر فیلم اونجای مرد بدبخت رو پاره کنن و جای زخم را روی بدنش در بیارن کم کم نمادهایی همچون انگشتر مامان بزرگ و چادر وی همچنین وسایل مامان و بابا (که 100 درصد به درک واصل شده بودند) جای زخم و نشان روی بدن رو گرفت.(این مساله در سینمای هند فقط با یک خال روی گردن پیگیری شد)
3-معرفت و البته پایبند بودن به مسایل دینی:این مساله که کاملا غیر قابل انکار است رو میتوان به طور آشکار در شخصیت فردین دید.او که معمولا عاشق نمیشد و دختر مردم عاشق وی میشد و دهن وی را آسفالت مینمود تا آمار بدهد همیشه بچه ی کف بازار بوده و معمولا بی پدر مادر بوده است (یعنی از جوق آب گرفته شده یا یک عدد ننه ی بی پول داشته که وی را دم خانه ی یک عدد بدبخت تر از خودش رها کرده).اما هنوز هیچ کدام از دانشمندان کشف نکرده که چرا آن شخصیت عنده معرفت فیلم را همیشه با یک صحنه ی فجیع (لب و غیره که از گفتن آن معذوریم) تمام میکرده است.البته میتوانیم نتیجه بگیریم که بسوزه پدر عاشقی!!!!
ب:زنان
1-داشتن پدر خر پول!و همچنین تحصیلات در حد بوندس لیگا(خیلی بیشتر از پسر)
2-آمار ندادن به پسر عموی خرپول تر از خودشون و در ادامه رفتن به تعمیرگاه برای تعمیر ماشین(کی میگه ربط نداره؟؟ پس از کجا باید با پسره آشنا بشه؟)
3-وضع ظاهری:من واقعا شرمنده ی اخلاق ورزشی خوانندگان محترم شهریها هم هستم که نمی تونم توضیح بدم!فقط تقاضا میکنم که به عکس زیر توجه فرمایید.
اما عزیزان ادامه ی این فرایند و تبدیل شدن این چهره ها به چهره هایی همچون گلزار یا شاکردوست به نظرات شما بستگی دارد.
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 توسط س.سامان.ک | لينك ثابت |

